پوششهای زنانه(پیراهن)

تن کوتاه

تن کوتاه یکی از پیراهنهای بلند زنانه در اقلیم ماندستان است که پیش از این در میان پوششهای ویژه بانوان این اقلیم دارای شکوه و استقبال خاص خود بود.

این پوشش، یک تکه دوخت می شود اما در بالا تنه به وسیله کوکهای مخصوص یا استفاده از کش و لیفه، به سه بخش بالاتنه، میان تنه و پایین تنه یا دامن متمایز و تقسیم می شود.

به بیان دیگر بالاتنه این لباس هر چند با پایین تنه سر هم دوخته می شود اما به وسیله کوکهایی که میان لباس را تنگ تر می کند چنین می نماید که لباس از سه بخش متمایز تشکیل شده است.

این لباس از سر شانه، آستین تا زیر شانه اندکی گشادتر بوده و بر روی شکم متناسب با فرم بدن شده و در پایین تنه و دامن دوباره با چین و شکن فراخ و از بدن فاصله می گیرد.

دامن لباس تن کوتاه که با بالاتنه لباس همراه است بلند بوده و تا قوزک پا امتداد می یابد.

آستینهای این لباس تا مچ دست ادامه دارد و در انتها به وسیله یک کش که داخل لیفه میان آستین کار گذاشته می شود، تنگ شده و در روی مچها دوباره باز و گشاد می شود...

سر آستینها البته می تواند ساده یا دکمه ای نیز باشد.

شاید این پوشش خاص به تقلید از لباسهای غربی وارداتی به منطقه مرسوم گشته باشد اما به زعم من این پوشش دارای قدمتی دیرینه تر بوده و نمی تواند تنها تقلیدی صرف در پوشش بانوان منطقه قلمداد شود.

این پیراهن اغلب دارای کالر نیست اما دارای یقه ای کوتاه تا میان سینه لباس می باشد.

این یقه معمولا به وسیله دکمه - گل حیکه golihke - یا نخهای ریسیده شده به هم می آید.

این بدان معنی نیست که این لباس همیشه بدون کالر دوخته می شود بلکه نوع کالر دار آن بسیار شکیل تر نیز می نماید.

دامن این لباس می تواند دارای چین و شکنهای خاص و منحصر به این اقلیم باشد.

امروزه رنگ معمول پارچه این پوشش، رنگهای خاموش و مشکی است و به ندرت از پارچه های دارای رنگهای باز در دوخت پیراهن تن کوتاه استفاده می شود...دلیل این امر نیز طیف خاص سنی زنان استفاده کننده از این پوشش در اقلیم ماندستان است.

پیشتر از پارچه های طرح دار و شاد و رنگی در دوخت این لباس استفاده می شد و رنگهای گوناگون گل و بوته های متفاوت در هنگامی که بانوی ماندستان خرمن موهای روغن زده و براقش را فرق وسط شانه می کرد وقار و طراوت خاصی به او می بخشید.

پوشیدن این لباس به همراه مینار توری و صندلهای ابری تصویری زیبا، مینیاتوری و باطراوت از بانوی سرزنده ماندستان ترسیم می کرد.

امروزه هر چند این پیراهن را طیف خاصی از بانوان ماندستان می پوشند اما استفاده از رنگهای مات و پارچه های با طرحهای بوته های ریز، چندان جذابیتی در نگاه بیننده نمی آفریند...

به نظر می رسد بانوان خیاط و طراحان لباس به ویژه در اقلیم ماندستان می بایست برای احیاء پوششهای پیشین اما متناسب با مقتضیات روز اقدام کنند.

امروزه کمترین تولیدی لباس در منطقه مشغول فعالیت است و آنچنان که پیداست دوخت و تولیدات آنان بر اساس طرحهای مرسوم بازار انجام می شود و چندان التفاتی به ظوابط محیطی و فرهنگی ندارند.

شاید اندکی تامل و دقت بیشتر در این حوزه لازم و ضروری باشد و بتواند دریچه هایی تازه به دورنمای پوشش در اقلیم مهجور ما بگشاید...

ادامه دارد...