دنگ DANG
مرحله ی پیش رفته تر "گنری generi " را در گویش دشتی دنگ می گویند.
"دنگ" آنقدر در دیوانگی پیش رفته که از عرف و قانون و مجازات و سرزنش مبری شده است.
"گنا" gena در گویش دشتی به فرد دیوانه اطلاق می شود.
گن gan در گویش اوستایی " زدن و کشتن " معنی می دهد.
همانگونه که این کلمه در فارسی باستان نیز با همین معنا کاربرد دارد.
"گن" اما در گویش پهلوی در معنای پلید کاربرد دارد .*1
"گنه" در گویش دشتی به معنای هر چیز بد نیز واژه ای نزدیک و هم ریشه با واژه ی "گنا" است.
گنو، گنوی و گناوه نیز کلماتی هستند که در ریشه ی خود از "گن" استفاده برده اند.
"دنگ" اما در فرهنگ دهخدا صفتی است به معنی احمق و بیهوش.
در آنندراج و ناظم الاطباء، بی خبر و ابله و نادان معنی شده است.
در فرهنگ برهان، دیوانه و حیران و احمق و ابله و در غیاث، دیوانه و بیهوش.
در شرفنامه ٔمنیری، نیز گیج و هاج و سرگشته معنی شده است.
دنگ اما صدای هر چیز سنگینی که به زمین برخورد می کند را نیز می گویند.
در فرهنگ جهانگیری صدایی که از بر هم خوردن دو سنگ یا دو چوب برآید "دنگ" گفته می شود.
در غیاث و برهان، آواز افتادن چیزی سخت بر زمین و یا حکایت صوت خوردن دو چیز صلب به یکدیگر ذیل معنای دنگ آمده است.
تکان دادن مرتب چوب یا دیرکی که در زمین - کل kal - استوار شده را نیز در گویش دشتی "دنگو" dango گویند.
"دنگو" باعث می شود خاک کناره های حفره در پای دیرک ریخته و با این حرکت دیرک در زمین سفت و محکم شود.
سفت شدن شکم از خوردن زیاد یا توپ از دمیدن هوای بیش از اندازه در آن را نیز "دنگ" dang یا deng می گویند.
صدای برخورد سیلی به صورت و پیچیدن صدای آن در گوش را نیز "دنگ" dang گویند.
هر که با ناراستان همسنگ شد
در کمی افتاد و عقلش " دنگ" شد *2
*1 ریشه شناسی واژگاه منتخب گویش بوشهری تألیف سید عبدالعزیز بلادی
*2 شرح جامع مثنوی معنوی - دفتر دوم بیت 123 صفحه ی 59 تألیف کریم زمانی














دوست داشتم یه کار مفید برای خودم کرده باشم .همین...