حتی اگر دستت به دهانت نمی رسد...
اما...
سالهاست از مادر طبیعت فاصله گرفته ایم...دیگر سردی و گرمای طبیعت را نمی فهمیم...همینطور که از طبیعت فاصله می گیریم زندگی ما از لذت تهی می شود...بعد انسانی حیات به تدریج در حال نابود شدن است...
این روزها اقلیم من میهمانان بسیاری دارد...طبیعت هنوز این حوالی مهربان است...
اگر من و شما بگذاریم...
دوست خوبم با طبیعت مهربان باش ...میهمانان سفره گسترده این حوالی جای من و شما را تنگ نمی کنند...قدری آنها را ببینیم...
قدری با دیدن آنها به انسان بودن خود واقف شویم...
تو دوست خوبم ...
لطفا تورهایت را جمع کن...بگذار پهنه آسمان همواره از پرواز پرندگان مهاجر سرشار باشد...
+ نوشته شده در سه شنبه دهم آبان ۱۳۹۰ ساعت 13:58 توسط غلامعلی زارعی
|
دوست داشتم یه کار مفید برای خودم کرده باشم .همین...